| تعداد نشریات | 14 |
| تعداد شمارهها | 676 |
| تعداد مقالات | 7,030 |
| تعداد مشاهده مقاله | 10,464,362 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 9,606,454 |
اثر کشت مخلوط لوبیا چیتی و گندم سیاه بر جذب عناصر غذایی، شاخصهای سودمندی و مهار علفهای هرز در شرایط کاربرد مایکوریزا | ||
| مجله تولید گیاهان زراعی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 24 خرداد 1405 اصل مقاله (2.25 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله کامل علمی- پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22069/ejcp.2026.24204.2721 | ||
| نویسندگان | ||
| مرضیه طاهری1؛ علیرضا یدوی* 2؛ محسن موحدی دهنوی2؛ حمیدرضا یلوجی3؛ حمید اله دادی4 | ||
| 1دانشجوی کارشناسی ارشد آگروتکنولوژی گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشکده کشاوری دانشگاه یلسوج دانشگاه یاسوج | ||
| 2استاد گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج | ||
| 3- استاد گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج | ||
| 4دانشآموخته ارشد اگروتکنولوژی- فیزیولوژی گیاهان زراعی، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج | ||
| چکیده | ||
| چکیده سابقه و هدف: امروزه کشاورزی با چالشهایی مانند کاهش حاصلخیزی خاک و محدودیت منابع آب مواجه است، بنابراین بهرهگیری از الگوهای کشت پایدار ضروری به نظر میرسد. کشت مخلوط با افزایش تنوع زیستی موجب بهرهوری مطلوب از منابع و کاهش فشار علفهای هرز میشود. کشت مخلوط لوبیا چیتی (با توان تثبیت نیتروژن) و گندم سیاه (با رشد سریع و قدرت رقابتی بالا) میتواند عملکرد، کیفیت و پایداری زراعی را ارتقا دهد. همچنین، قارچ مایکوریزا بهعنوان کود زیستی، باعث بهبود جذب عناصر غذایی و افزایش تحمل گیاه میشود. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر کشت مخلوط لوبیا چیتی–گندم سیاه و تلقیح مایکوریزا بر عملکرد، تغذیه گیاه و کنترل زیستی علفهای هرز انجام شد. مواد و روشها: آزمایش بهصورت فاکتوریل دو عاملی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار در سال 1402 اجرا شد. عامل اول آزمایش الگوهای کشت (کشت خالص لوبیا چیتی (Phaseolus vulgaris L.) بدون کنترل علفهای هرز، کشت خالص لوبیا چیتی با کنترل علفهای هرز، کشت خالص گندم سیاه (Fagopyrum esculentum Moench.) بدون کنترل علفهای هرز، کشت مخلوط لوبیا چیتی با 30، 60 و 90 درصد تراکم گندم سیاه بدون کنترل علفهای هرز) و عامل دوم شامل کاربرد و عدم کاربرد کود زیستی مایکوریزا بود. در ادامه میزان جذب عناصر غذایی، عملکرد هر دو گیاه، زیستتوده علفهای هرز، نسبت برابری زمین و کاهش یا افزایش عملکرد واقعی ارزیابی شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بیشترین مقدار عناصر غذایی و بالاترین عملکرد لوبیا چیتی از کشت خالص این گیاه همراه با کنترل علفهای هرز به دست آمد. در میان تیمارهای مخلوط، ترکیب لوبیا چیتی با 60 درصد تراکم گندم سیاه بدون کنترل علفهای هرز عملکرد بالاتری نسبت به سایر تیمارهای مخلوط داشت. در مورد گندم سیاه، کشت خالص بدون کنترل علفهای هرز بیشترین عملکرد را ایجاد کرد و پس از آن کشت مخلوط لوبیا چیتی با 90 درصد تراکم گندم سیاه در رتبه بعدی قرار گرفت. افزایش تراکم گندم سیاه در کشت مخلوط منجر به کاهش چشمگیر زیستتوده علفهای هرز گردید که این امر بیانگر توان رقابتی بالای گندم سیاه در کنترل علفهای هرز است. کاربرد قارچ مایکوریزا نیز تأثیر مثبت بر افزایش جذب عناصر غذایی، بهبود عملکرد لوبیا چیتی و گندم سیاه و کاهش زیستتوده علفهای هرز داشت. شاخص نسبت برابری زمین در تمامی الگوهای کشت مخلوط مورد ارزیابی در این آزمایش بیش از یک بود که نشاندهنده برتری کشت مخلوط نسبت به کشت خالص از نظر کارایی استفاده از منابع و پایداری تولید است. نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که کشت مخلوط افزایشی لوبیا چیتی با تراکم 60 درصد گندم سیاه همراه با کاربرد قارچ مایکوریزا میتواند رویکردی مؤثر برای کاهش زیستتوده علفهای هرز، افزایش جذب عناصر غذایی، بهبود عملکرد و ارتقای شاخصهای سودمندی باشد. این ترکیب زراعی نهتنها به افزایش پایداری تولید لوبیا چیتی کمک میکند، بلکه بهعنوان راهکاری زیستسازگار و پایدار برای مدیریت علفهای هرز و بهرهبرداری بهینه از منابع در کشاورزی پایدار پیشنهاد میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| زیست تودهی علفهای هرز؛ شاخص برداشت؛ شاخص سودمندی؛ کشت مخلوط افزایشی؛ کود زیستی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1 |
||